سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

634

تاريخ ايران ( فارسى )

كه بوسيلهء دو هزار نفر سرباز چريك تقويت ميشدند براى حملهء به روس‌ها روانه شدند . روسها فقط ميتوانستند شش هزار پياده‌نظام ، شش هزار قزاق و 19 عرابه توپ جمع‌آورى نمايند . بنابراين تركها ميتوانستند نيروى ضعيف‌تر را با وارد آوردن تلفاتى از جلوى خود برانند ، زيرا توپخانهء آنها بر دشمن تفوق داشت ، يعنى در حدود سه برابر روسها بود . كرمانشاهان و بعد همدان تخليه شده و عقب‌نشينى تا كوههاى سلطان بولاق كه مشرف به قزوين است ادامه داشت . اين وقت تهران مورد تهديد و مخاطرهء دشمن واقع شد . تخليهء شهر در ابتدا از طرف سفارت انگليس توصيه شد ، ولى بعد نظريهء بهترى پيدا شده و فقط زنان و بانوان قرار شد به طرف انزلى ( پهلوى فعلى ) حركت كنند كه از آنجا هم بعد از چند هفته اقامت به طهران مراجعت كردند . با اينحال موقع خيلى باريك و سخت بود ، زيرا روسها قادر به تجديد قوا و رساندن نيروى امدادى در اين صحنهء كوچك جنگ نبودند ، بلكه كمك آنها اساسا محدود بود باينكه جاى تلفات واردهء در قشون را پر كنند . لباس قزاق‌هاى روسى خيلى كلفت و ضخيم و براى مناطق گرم ابدا مناسب نبود و لذا از بيمارى متحمل صدمات زياد شده و عدهء زيادى از اسبانشان تلف شدند . اما اين مطلب بطور عموم فهميده شد كه اين فرار و عقب‌نشينى امرى نيست كه دائمى باشد . با اينكه خبر دادند كه افسران آلمانى با آرتش ترك خيال حملهء به تهران را دارند با اين وصف تا آخر سال تغييرى در وضعيت روى نداد . روس‌ها در تحت فرماندهى ژنرال باراتوف فرمانده قزاق مواضع خود را در دست نگاه داشتند و بتدريج ضايعات و تلفات خود را جبران و ترميم نمودند . يك هيئت اعزامى به جنوب ايران پس از بحرانى كه در فصل اخير ذكر شد مسئلهء برقرارى قانون و حفظ امنيت و انتظام را دولت ايران جدا تحت‌نظر گرفته و در اول سال 1916 قرار شد ميسيونى بدين منظور به طرف جنوب اعزام دارند . وظيفهء آنها اين بود كه يكدسته قوائى در حدود يازده هزار نفر كه ايرانى باشند ترتيب داده و بجاى ژاندارمرى كه بيشتر آنها تحت نفوذ صاحب‌منصبان سوئدى خود براى مقاصد و منظورى كه عملا در نظر داشتند بدشمن ملحق شده و يا در نتيجهء نرسيدن